در حکم، اگر از خال اولین کارت دور چیزی در دست داشته باشی، باید همان خال را بازی کنی. وقتی آن خال را نداری، انتخاب تازهای پیدا میکنی: با حکم برای بردن دور اقدام کنی یا کارتی از خال دیگر رد کنی. این انتخاب به کارتهای روی میز، نوبت افراد و وضعیت یارت بستگی دارد.
خال زمینه و خال حکم را جدا کن
خال زمینه همان خال اولین کارت هر دور است؛ خال حکم از ابتدای دست تعیین شده و تا پایان آن دست ثابت میماند. اگر حکم پیک باشد ولی اولین کارت دور خشت، زمینه خشت است. داشتن پیک به تو اجازه نمیدهد وقتی خشت داری، دلخواه خشت را کنار بگذاری.
قاعده پیروی از خال و برنده شدن بالاترین حکم، در قوانین حکم توضیح داده شده است. در حکم چهارنفره متعارف، وقتی زمینه نداری مجبور نیستی حتماً حکم بازی کنی؛ میتوانی کارت دیگری هم رد کنی.
بریدن و رد کردن چه تفاوتی دارند؟
بریدن یعنی بازی کردن حکم روی دوری که زمینهاش خال دیگری بوده است. رد کردن در این متن یعنی گذاشتن کارت غیرحکم از خالی غیر از زمینه، چون زمینه را نداری. این کارت حتی اگر آس باشد، در برابر کارتهای زمینه برنده نمیشود.
| وضعیت | انتخاب قانونی | نتیجه احتمالی |
|---|---|---|
| زمینه در دست داری | همان خال | رقابت در زمینه |
| زمینه نداری و حکم داری | حکم یا خال دیگر | امکان بریدن یا رد کردن |
| زمینه و حکم نداری | خال دیگر | این کارت برنده دور نمیشود |
| قبلاً حکم بازی شده | حکم بالاتر برای بردن | حکم پایینتر کافی نیست |
این جدول فقط قانونی بودن و رتبه را روشن میکند. خوب بودن تصمیم به اطلاعات بیشتری نیاز دارد.
مثال اول: آس خال نامرتبط دور را نمیبرد
حکم پیک و ترتیب بازی شمال، شرق، جنوب، غرب است. شمال آس دل، شرق ۴ دل و جنوب که دل ندارد آس خشت بازی میکند. اگر غرب ۱۰ دل بگذارد، شمال با آس دل برنده است. آس خشت از نظر عددی قوی است، اما به زمینه دل تعلق ندارد و حکم هم نیست.
این اشتباه در شروع یادگیری رایج است: بازیکن فقط بزرگی کارت را نگاه میکند. هر بار ابتدا خال زمینه، سپس وجود حکم و در پایان رتبه کارتهای مرتبط را بررسی کن.
مثال دوم: کوچکترین حکم هم میتواند ببرد
همان دور را در نظر بگیر، اما جنوب بهجای آس خشت، ۲ پیک میگذارد. اگر غرب هم دل بازی کند، جنوب برنده است؛ چون تنها حکم دور را گذاشته است. ارزش کم عددی ۲ در مقایسه با آس دل مانع بردن نیست.
اگر غرب دل نداشته باشد و ۵ پیک بازی کند، غرب برنده میشود. پس هنگام بریدن به بازیکنهایی که هنوز نوبتشان نرسیده توجه کن. کارت تو فعلاً برنده است، نه لزوماً برنده نهایی.
مثال سوم: وقتی یار برنده است
فرض کن یارت آس دل را شروع کرده و تو در نوبت سوم دل نداری. بریدن با یک حکم ممکن است همان برد تیمی را با مصرف حکم خودت جایگزین کند. رد کردن کارت کمارزش میتواند حکم را برای دور بعد نگه دارد.
اما این توصیه مطلق نیست. بازیکن چهارم شاید دل نداشته باشد و با حکم ببرد. سؤال اصلی این است: چه اطلاعاتی از خالهای تمامشده او داری؟ برای پاسخ بهتر، شمارش کارت در حکم را تمرین کن. بدون اطلاعات کافی، از عبارت «همیشه روی دست یار نزن» قانون نساز.
مثال چهارم: حکم پایینتر هم قانونی است
حکم پیک است. در دور دل، نفر دوم ۹ پیک بریده است. تو دل نداری و فقط ۳ پیک و چند خشت در دستت مانده. بازی کردن ۳ پیک قانونی است، اما ۹ پیک را شکست نمیدهد؛ رد کردن خشت هم قانونی است.
در این وضعیت، نگه داشتن ۳ پیک شاید در آینده مفید باشد. با این حال، اگر هدف خلاص شدن از یک حکم یا مدیریت دست پایانی باشد، تصمیم را باید در همان چیدمان کامل سنجید. یک کارت بدون دیدن بقیه دست، برچسب خوب یا بد قطعی نمیگیرد.
تمرین تصمیمگیری
حکم گشنیز، زمینه خشت و کارتهای روی میز شاه خشت و ۷ گشنیز هستند. تو آس خشت داری: باید خشت بازی کنی، حتی اگر میدانی حکم روی میز برنده است. اگر خشت نداشتی و ۱۰ گشنیز داشتی، میتوانستی با آن از ۷ گشنیز بالاتر بروی.
پاسخ را در دو جمله بگو: «چه کارتی مجاز است؟» و «چرا این انتخاب را ترجیح میدهم؟» جدا کردن قانون از راهبرد جلوی استدلالهای مبهم را میگیرد.
سوالهای پرتکرار
اگر زمینه ندارم، حتماً باید ببرم؟
در نسخه متعارف توضیحدادهشده چنین اجباری نیست. قانون خانگی متفاوت را پیش از بازی اعلام کنید.
برنده دور بعد از کجا شروع میکند؟
برنده دور، کارت اول دور بعد را بازی میکند. جزئیات پخش و جریان دست در آموزش کامل حکم آمده است.
این تمرین را چگونه ادامه دهم؟
در حکم گیمریو هر بار که زمینه نداری، ابتدا وضعیت یارت را نگاه کن و سپس حکمهای باقیمانده را بسنج. نتیجه یک دور را از کیفیت تصمیم جدا ارزیابی کن.
